|
ثروت اخبار و مطالب پیرامون اقتصاد جهان
| ||
دکتر یوزف برویریوزف برویر
زادهٔ۱۵ ژانویه ۱۸۴۲ وین، اتریش درگذشت۲۰ ژوئن ۱۹۲۵ (۸۳ سال) وین، اتریش ملیت شهروندیوین پیشینه علمی شاخه(ها)پزشکی یوزف برویر (به آلمانی: Jozef Breuer) روانشناس اهل اتریش و جزو بهترین پزشکان اتریش بود که نقش کلیدی در کشف فیزیولوژی اعصاب داشت. برویر در دهه ۸۰ با بیماری به اسم آنا او روانکاوی کرد. او شیوه روانکاوی را با کمک همکارش زیگموند فروید توسعه داد. زندگیویرایشاشتراکگذاری یوزف برویر در ۱۵ ژانویه سال ۱۸۴۲ در وین، اتریش به دنیا آمد، پدرش لوپارد برویر در جامعه یهودیان وین تدریس میکرد. وقتی سه ساله بود مادرش را از دست داد و تحت سرپرستی مادر بزرگ مادریش رشد کرد و پدرش تا سن ۸ سالگی به او تعلیم میداد. او از آکادمی ژیمناستیک در سال ۱۸۵۸ فارغالتحصیل شد و پس از یک سال در دانشکده پزشکی وین ثبت نام کرد و به تحصیل در دانشگاه وین پرداخت. او در سال ۱۸۶۷ در امتحانات دانشگاهی قبول شد و به عنوان دستیار ژوان اوپولزر شروع به کار کرد. یوزف برویر یکی از دو شخصیت اصلی رمان وقتی نیچه گریست اثر اروین د. یالوم است. آنا او و فرویدویرایشاشتراکگذاری آنا او که نام اصلیاش برتا پاپنهایم بود. در سال ۱۸۵۹ در وین به دنیا آمد و در یک خانواده ثروتمند یهودی بزرگ شد. به دلیل ناراحتیهای هیستریکی که در اثر مرگ پدر برایش به وجود آمده بود، از سال ۱۸۸۰ تا ۱۸۸۲ تحت درمان یوزف برویر قرار داشت. بروئر شاید به خاطر کارش در دهه 1880 با آنا او (نام مستعار برتا پاپنهایم)، زنی که از «فلج اندامهایش و بیهوشیها و همچنین اختلالات بینایی و گفتار» رنج میبرد، شناخته شده است. برویر مشاهده کرد که علائم او پس از توصیف آنها کاهش یا پایان یافت. Anna O. با طنز این روش را دودکششویی نامید. او همچنین نام جدیتری را برای این نوع درمان اختراع کرد، یعنی درمان گفتاری. برویر بعداً از آن به عنوان "روش کاتارتیک" یاد کرد. بروئر در آن زمان مربی زیگموند فروید جوان بود و به تثبیت او در عمل پزشکی کمک کرده بود. ارنست جونز به یاد می آورد، "فروید علاقه زیادی به شنیدن پرونده آنا او داشت، که تاثیر عمیقی بر او گذاشت"؛ و فروید در کار خود در سال 1909، پنج سخنرانی در مورد تحلیل روانی، اظهار داشت: «در آن زمان دانشجو بودم و برای امتحانات پایانی خود کار میکردم که … برویر، برای اولین بار (در سالهای 2-1880) از این روش استفاده کرد هرگز قبلاً کسی با چنین روشی علامت هیستریک را حذف نکرده بود» فروید و برویر بحث های خود را در مورد آنا او و سایر مطالعات موردی در کتاب خود با عنوان مطالعات هیستری در سال 1895 مستند کردند. این بحثها در مورد برخورد برویر با آنا اُو، به «پایهای شکلدهنده از عملکرد روانکاوانه، بهویژه اهمیت خیالپردازیها (در موارد شدید، توهم)، هیستری، و مفهوم و روش کاتارسیس که سهم عمده بروئر بود تبدیل شد. " لوئیس برگر مشاهده کرده است که در مطالعات، "فروید به دنبال یک نظریه بزرگ است که او را به شهرت برساند و به همین دلیل، او همیشه به آنچه فکر می کند تنها عامل هیستری است، مانند درگیری جنسی، پایبند است. از سوی دیگر، بروئر در مورد عوامل متعددی می نویسد که باعث ایجاد علائم می شوند، از جمله انواع آسیب ها، او همچنین به دیگران، مانند پیر ژانت، اعتبار می دهد و برای «التقاط» استدلال می کند درک و درمان هیستری». این دو مرد به طور فزاینده ای از هم دور شدند. از نظر فرویدی، «در حالی که بروئر، با بیمار باهوش و عاشق خود آنا او.، ناخواسته زمینه روانکاوی را فراهم کرده بود، این فروید بود که عواقب را از پرونده بروئر کشید».با این حال، برگر خاطرنشان میکند که برویر، در حالی که به مشارکتهای فروید اهمیت میداد، قبول نداشت که مسائل جنسی تنها علت علائم روان رنجور هستند. او در نامهای در سال 1907 به یکی از همکارانش نوشت: «فروید مردی است که به صورتبندیهای مطلق و انحصاری داده شده است: این یک نیاز روانی است که به نظر من منجر به تعمیم بیش از حد میشود». فروید بعداً با بروئر دشمنی کرد و دیگر به او اعتبار نداد و به گسترش شایعه ای مبنی بر ناتوانی برویر در مدیریت توجه شهوانی آنا او کمک کرد و پرونده خود را رها کرده است، اگرچه تحقیقات نشان می دهد که این هرگز اتفاق نیفتاده است و برویر همچنان درگیر پرونده او بوده است. چندین سال در حالی که او ناخوش بود. در سال 1894 برویر به عنوان عضو مسئول آکادمی علوم وین انتخاب شد. یوزف برویر برای حفظ حریم شخصی او، وی را با نام مستعار آنا او خطاب میکرد. برتا پاپنهایم یکی از پایهگذاران اتحادیه زنان یهودی بود و سالهای زیادی سمت مدیریت اتحادیه زنان آلمان را بر عهده داشت. او برای روسپیان جوان سرپناه تهیه میکرد و علیه معامله بر سر ایشان مبارزه میکرد. در کنار این فعالیتها داستان مینوشت و تحقیقاتش در مورد مسائل تئوریک زنان را به رشته تحریر درمیآورد. او در سال ۱۹۳۶ در گذشت. فیزیولوژی اعصاب و گوش داخلیویرایشاشتراکگذاری برویر، زیر دست اولد هرینگ در مدرسه پزشکی نظامی وین کار میکرد، او اولین کسی بود که طبیعت رفلکس تنفس عصب واگ را اثبات کرد. این یک خروجی از مبحث روانشناسی قبلی بود و این تحولی بود در دید دانشمندان در رابطه با ارتباط سیستم عصبی با ریهها بود. این مکانیزم هماکنون به اسم رفلکس هرینگ-برویر شناخته میشود. خانوادهویرایشاشتراکگذاری یوزف برویر در سال ۱۸۶۸ با ماتیلدا آلتمن ازدواج کرد و پنج بچه داشت. دختر او دورا خودکشی کردن را به تبعید شدن توسط نازی ترجیح داد. دختر دیگر او مارگارت شیف در اردوگاه کار اجباری ترزینشتات در ۹ سپتامبر درگذشت. نوهٔ دختری او هانا شیف در حالی که زندانی نازیها بود جان سپرد. منابعویرایشاشتراکگذاری موضوعات مرتبط: زندگی نامه افراد ادامه مطلب [ جمعه نهم مرداد ۱۴۰۵ ] [ 20:42 ] [ روابط عمومی ]
زیگموند فروید
زیگموند فروید بدون شک یکی از مشهورترین چهرههای حوزه روانشناسی است. به عنوان بنیانگذار روانکاوی، تأثیر او در این زمینه غیر قابل انکار است. مکتبی که او پایهگذاری کرده یکی از بحثبرانگیزترین مکاتب روانشناسی است. روانکاوی یک روش بالینی برای درمان آسیب روانی از طریق گفتگو بین مراجع و روانکاو است. این گفتگوها به شخص بینش میدهد و بنابراین میتواند راهگشا باشد. زندگینامهی زیگموند فرویدزیگموند فروید یک متخصص مغز و اعصاب اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم بود. او به طور گستردهای به عنوان پدر روانشناسی مدرن و توسعه دهندهی اولیهی فرآیند روانکاوی شناخته میشود. فروید در سال ۱۸۵۶ در فرایبرگ، موراویا متولد شد و بزرگترین فرزند از هشت فرزند بود. خانواده او زمانی که فروید چهار ساله بود به وین نقل مکان کردند. او در مدرسه مقدماتی در Leopoldstadt تحصیل کرد و در آنجا در یونانی، لاتین، تاریخ، ریاضیات و علوم عالی بود. برتری تحصیلی او باعث شد در سن هفده سالگی وارد دانشگاه وین شود. وی پس از اتمام دانشکده و گرفتن مدرک پزشکی به تحصیل ادامه داد و در رشتهی اختلالات عصبی تخصص گرفت. او در سال ۱۸۸۶ با مارتا برنایز ازدواج کرد و صاحب شش فرزند شد. کوچکترین فرزند فروید، آنا فروید، روانشناس با نفوذ و مدافع سرسخت نظریههای پدرش شد. زندگی حرفهای فرویدفروید پس از همکاری با جوزف بروئر در بیمارستان عمومی وین به پاریس رفت تا تحت نظر ژان مارتین شارکو در مورد هیپنوتیزم مطالعه کند. هنگامی که فروید سال بعد به وین بازگشت، اولین مطب پزشکی خود را افتتاح کرد و تخصص خود را در زمینه اختلالات مغزی و عصبی آغاز کرد. فروید به زودی متوجه شد که هیپنوتیزم روشی ناکارآمد برای دستیابی به نتایج مورد نظرش است و شروع به اجرای نوعی گفتگو درمانی با بیمارانش کرد. این روش با هدف آن تشویق بیمار به استفاده از ذهن ناخودآگاه و رها کردن انرژی و احساسات سرکوب شده در آن بود. عنصر استفاده از گفتار درمانی در نهایت به پایه روانکاوی تبدیل شد. کمکهای فروید به روانشناسیفروید به شدت از آرای فیلسوفانی مانند نیچه، داستایوفسکی و کانت استفاده کرد. نظریههای فروید همچنان بر بسیاری از روانشناسی مدرن تأثیر میگذارد و ایدههای او همچنین در سراسر فلسفه، جامعهشناسی و علوم سیاسی طنینانداز است. متفکرانی مانند ژاک لاکان به شدت از نظریههای فرویدی استفاده کردهاند. تأکید فروید بر کودکی و میل به لذت شاید مهمترین کمک او به روانشناسی باشد. حتی روانشناسان معاصر که نظریههای فروید را رد میکنند، اغلب به زندگی اولیه مراجع و رابطه بین فرزند و والدین علاقهمند هستند. برخی از مهمترین نظریههای فروید عبارتند از: رشد ضمیر ناخودآگاه و خودآگاه. فروید استدلال میکرد که ذهن متشکل از ذهن خودآگاه است که حاوی افکار و باورهایی است که ما از آنها آگاه هستیم. در مقابل، ضمیر ناخودآگاه مخزنی برای خاطرات سرکوب شده و خواستههای بیان نشده است و مشکلات ضمیر ناخودآگاه میتواند منجر به مشکلاتی در رفتار و تنظیم عاطفی شود. مدل ساختاری شخصیت. فروید با تکیه بر نظریه ضمیر ناخودآگاه خود، مفاهیم id، ego و superego را توسعه داد. ایگو شخصیت روزمرهای است که ما به جهان ارائه میکنیم، اما تنها بخشی از خود واقعی یک فرد را نشان میدهد. در مقابل، سوپرایگو به عنوان نوعی وجدان عمل میکند و هنجارهای اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی را درونی میکند. اید یا نهاد یک ساختار بدوی و لذت جویانه است که در بدو تولد وجود دارد و شالوده شخصیت فرد را تشکیل میدهد و خواستههای ناخودآگاه هویتی میتوانند رفتارهای به ظاهر غیرقابل توضیح را توضیح دهند. فروید یک نظریهی تحولی هم دارد که مراحل رشد روانی-جنسی را معرفی کرده است. این مراحل نشاندهندهی مراحل مختلف رشد کودک است که در طی آن کودک یک وظیفه روانشناختی اصلی دارد که باید انجام دهد. ناتوانی در انجام یک کار بزرگ رشدی میتواند منجر به مشکلات روانی بعدی مربوط به آن مرحله شود. مفهوم مکانیسمهای دفاعی یکی دیگر از خدمات فروید به روانشناسی است. مکانیسمهای دفاعی فروید – که هنوز بخشی از روانشناسی معاصر هستند – ابزارهای ضمیر ناخودآگاه هستند که برای تغییر واقعیت به منظور اجتناب از درد و رنج طراحی شدهاند. برای مثال، سرکوب، تمایل به فراموش کردن وقایع نگرانکننده است، در حالی که فرافکنی تمایل به فرافکنی ویژگیهای خود بر شخص دیگری است. مکانیسمهای دفاعی فروید توسط دخترش آنا فروید توسعه یافت و تدوین شد. تعبیر خواب میراث دیگر فروید است. فروید معتقد بود که رویاها را میتوان به گونهای تعبیر کرد که اطلاعات مهمی در مورد روانشناسی و شخصیت افراد به دست آورد، و او معتقد بود که رویاها اغلب به عنوان ابزار تحقق آرزوها عمل میکنند. علاوه بر این، لغزشهای فرویدی زمانی اتفاق میافتد که فرد آنچه را که ضمیر ناخودآگاهش به آن فکر میکند یا آرزو میکند، میگوید. به عنوان مثال، زنی ممکن است بگوید: «میخواهم شوهر سابقم بمیرد» در حالی که میخواهد بگوید: «میخواهم شوهر سابقم برگردد.» فروید نقش اساسی در فرهنگ عامه داشته است اما تمام نظریاتش دربست قبول نشده. جملهی «بعضی اوقات یک سیگار فقط یک سیگار است» هنوز هم گاهی اوقات برای نشان دادن این نکته استفاده میشود که هر عملی لزوما معنای روانشناختی عمیقی ندارد. میراث زیگموند فرویدفروید در سال ۱۹۲۳ به سرطان مبتلا شد و شانزده سال بعد از دنیا رفت. ایدههای او امروزه هنوز مورد بحث است و تکنیکها و تفاسیر او به طور گستردهای به عنوان پایهی روانکاوی مدرن پذیرفته شده است. از همین رو زیگموند فروید را یکی از تأثیرگذارترین افراد (اگر نگوییم تاثیرگذارترین فرد) در تاریخ روانشناسی میدانند.
کتابهای فروید۱. مقدمهای بر روانکاوی
کتاب «مقدمهای بر روانکاوی» بر اساس کلاسهای عمومی فروید در سال ۱۹۱۵ است و مروری عمیق بر کار پیشگامانهی او در زمینهی روانکاوی محسوب میشود. فروید شصتساله در این سخنرنیها پیچیدگیهای روانکاوی را برای افراد غیرمتخصص بیان میکند. سخنرانیها ابتدایی و تقریباً محاورهای هستند و به خوانندگان این امکان را میدهند که به راحتیایدهها و مفاهیم توضیح داده شده را درک کنند. سخنان فروید صریح و مستقیم است و به خوانندگان این امکان را میدهد تا بدون غرق شدن، نکات ظریف روانکاوی را درک کنند. آنها نتایج سالها تحقیق متعهدانه و پرزحمت را ردیابی و خلاصه میکنند و یک نمای کلی از کار در طول عمر فروید ارائه میدهند. بینش او نسبت به روان انسان از زمان خود بر نسلهای روانشناس تأثیر گذاشته است و تأثیر او هنوز در رویکردهای روانشناختی معاصر دیده میشود. بخشی از جذابیت «مقدمهای بر روانکاوی» در دسترس بودن آن است. بیانات فروید واضح و سرراست است و به خوانندگان این امکان را میدهد تا مفاهیم مورد توضیح را به راحتی درک کنند. این باعث میشود این کتاب نقطه شروع خوبی برای کسانی باشد که تازه وارد رشته روانشناسی شدهاند یا به دنبال گسترش دانش خود از روانکاوی فرویدی هستند. به طور کلی، «مقدمهای بر روانکاوی» برای هر علاقهمند به رشته روانشناسی ضروری است. این کتاب مقدمهای عالی برای روانکاوی است و لحن آرام آن باعث میشود که هم قابل دسترس و هم قابل هضم باشد. این کتاب برای هر کسی که به دنبال تعمیق درک خود از روان انسان و تاریخ روانشناسی است یک منبع عالی است.
کتاب مقدمه ای بر روانکاوی اثر زیگموند فروید نشر آده مشاهده کالا ۲. آسیبشناسی روانی زندگی روزمره
نویسنده با مطالعه انحرافات مختلف از کلیشههای رفتار روزمره، نقصها و نارساییهای عجیب و غریب، و همچنین خطاهای به ظاهر تصادفی، به این نتیجه میرسد که آنها نشاندهنده آسیبشناسی زیربنایی روان است. فروید در مقدمه خود مینویسد: در طول سال ۱۸۹۸ من مقاله کوتاهی در مورد مکانیسم روانی فراموشی منتشر کردم. اکنون محتوای آن را تکرار میکنم و آن را به عنوان نقطهی شروع برای بحث بیشتر در نظر میگیرم. من در آنجا تجزیه و تحلیل روانشناختی یک مورد رایج فراموشی موقت را انجام دادهام. به این نتیجه رسیدهام که این وقوع مکرر و عملاً بیاهمیت نقص عملکرد روانی – حافظه – توضیحی را میپذیرد که فراتر از استفاده مرسوم از این پدیده است. باید از روانشناس خواسته شود توضیح دهد که چگونه اتفاق میافتد که ما اغلب نامی را که مطمئن هستیم به خاطر میآوریم به خاطر نمیآوریم، او احتمالاً به این پاسخ بسنده میکند که نامهای خاص بیش از هر محتوای دیگری از حافظه فراموش میشوند. ممکن است دلایل قابل قبولی برای این «ترجیح فراموشی» برای نامهای خاص ارائه کند، اما او هیچ عامل تعیینکننده عمیقی برای این فرآیند در نظر نمیگیرد. فروید معتقد بود که انحرافات مختلف از کلیشههای رفتار روزمره تجلی افکار و انگیزههای ناخودآگاه است. تبیین «اقدامات نادرست» با کمک روانکاوی، درست مانند تعبیر خواب، میتواند به طور مؤثر برای تشخیص و درمان استفاده شود. با توجه به موارد متعدد این گونه انحرافات، او به این نتیجه میرسد که مرز بین روان عادی و غیرعادی انسان ناپایدار است و همه ما کمی روان رنجور هستیم. چنین علائمی میتوانند غذا خوردن، کار و ارتباط با دیگران را مختل کنند. فروید در آخرین فصل کتاب خود به مسأله جبر روانی میپردازد و برای آن موردی را مطرح میکند. موضوعات مرتبط: زندگی نامه افراد [ جمعه نهم مرداد ۱۴۰۵ ] [ 20:40 ] [ روابط عمومی ]
پرونده شماره ۱خوزه آندرس (José Andrés)5 ملیت: اسپانیا / ایالات متحده سمت:
چرا برای لوح سپاس آشتی؟خوزه آندرس ثابت کرده است که غذا فقط یک نیاز اولیه نیست، بلکه بخشی از کرامت انسانی است. او پس از وقوع هر بحران بزرگ، پیش از بسیاری از سازمانها در محل حاضر میشود. نمونه فعالیتها:
سازمان او تاکنون صدها میلیون وعده غذایی میان آسیبدیدگان توزیع کرده است. علت انتخاباهداف مؤسسه آشتی عبارتاند از:
خوزه آندرس تقریباً تمام زندگی خود را صرف همین اهداف کرده است. به همین دلیل یکی از بهترین گزینهها برای دریافت لوح سپاس آشتی محسوب میشود. افتخارات
نحوه ارتباطسازمانWorld Central Kitchen وبسایت رسمی https://wck.org بخش تماس https://wck.org/contact ایمیل رسانهای media@wck.org دفتر مرکزی Washington, D.C. پیشنهاد مراسمدر صورت موافقت هیئت مدیره مؤسسه آشتی: نامه رسمی ↓ ارسال پرونده معرفی مؤسسه ↓ دعوت برای دریافت لوح سپاس آشتی ↓ برگزاری مراسم حضوری یا آنلاین ارزیابی⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️ امتیاز پیشنهادی: ۹۹ از ۱۰۰ دلیل✔ خدمت مستقیم به انسانها ✔ بدون نگاه سیاسی ✔ شناختهشده در سراسر جهان ✔ اعتبار بینالمللی بسیار بالا ✔ کاملاً همسو با اهداف مؤسسه آشتی من پیشنهاد میکنم برای هر نامزد، پروندهای در همین سطح یا کاملتر تهیه کنیم که شامل:
و در نهایت همه این پروندهها را در قالب یک کتاب با عنوان: «نامزدهای دریافت لوح سپاس آشتی» منتشر کنیم. این کتاب میتواند مرجع رسمی هیئت داوران مؤسسه آشتی باشد. موضوعات مرتبط: زندگی نامه افراد [ جمعه بیست و ششم تیر ۱۴۰۵ ] [ 3:7 ] [ روابط عمومی ]
پرونده شماره ۲5 دکتر دنیس موکوگه (Dr. Denis Mukwege)ملیت: جمهوری دموکراتیک کنگو 🇨🇩 تخصص: سمت: چرا او را پیشنهاد میکنم؟دکتر دنیس موکوگه یکی از برجستهترین پزشکان و فعالان حقوق بشر جهان است. او بیش از ۳۰ سال زندگی خود را صرف درمان زنانی کرده که قربانی جنگ، تجاوز و خشونتهای سازمانیافته شدهاند. در بیمارستان پانزی هزاران زن که قربانی خشونتهای جنگی بودند، درمان و حمایت پزشکی، روانی و اجتماعی دریافت کردهاند. او بارها به دلیل فعالیتهایش تهدید به مرگ شد، اما کشورش را ترک نکرد و به خدمت ادامه داد. خدمات برجسته✔ درمان دهها هزار زن آسیبدیده ✔ ایجاد یکی از معتبرترین مراکز درمان قربانیان خشونت ✔ دفاع از کرامت زنان در مجامع جهانی ✔ سخنرانی در سازمان ملل ✔ تلاش برای پایان خشونت علیه زنان ✔ آموزش پزشکان جوان مهمترین افتخارات🏆 جایزه صلح نوبل ۲۰۱۸ (به همراه نادیا مراد) دلیل اعطای نوبل: «تلاش برای پایان دادن به استفاده از خشونت جنسی به عنوان سلاح جنگ.» همچنین دریافتکننده:
چرا برای لوح سپاس آشتی مناسب است؟اهداف مؤسسه آشتی شامل:
دکتر موکوگه تقریباً تمام عمر خود را وقف همین ارزشها کرده است. او نه سیاستمدار است و نه صرفاً یک فعال اجتماعی؛ بلکه پزشکی است که مستقیماً جان انسانها را نجات داده و از حقوق قربانیان دفاع کرده است. راههای ارتباطبیمارستان پانزیوبسایت رسمی: https://panzifoundation.org بخش تماس: https://panzifoundation.org/contact دفتر اصلی: Bukavu همچنین میتوان از طریق: Panzi Foundation USA برای مکاتبات رسمی اقدام کرد. پیشنهاد متن دلیل انتخاب
ارزیابیشاخصامتیاز خدمات بشردوستانه⭐⭐⭐⭐⭐ تأثیر جهانی⭐⭐⭐⭐⭐ همسویی با اهداف آشتی⭐⭐⭐⭐⭐ اعتبار بینالمللی⭐⭐⭐⭐⭐ امکان معرفی رسانهای⭐⭐⭐⭐⭐ امتیاز نهایی: ۱۰۰ از ۱۰۰ به نظر من، اگر قرار باشد فقط یک پزشک برای دریافت «لوح سپاس آشتی» انتخاب شود، دکتر دنیس موکوگه یکی از قویترین گزینههای ممکن است. موضوعات مرتبط: زندگی نامه افراد [ جمعه بیست و ششم تیر ۱۴۰۵ ] [ 3:6 ] [ روابط عمومی ]
پرونده شماره ۳5 Muhammad Yunusملیت: بنگلادش 🇧🇩 تولد: ۲۸ ژوئن ۱۹۴۰ حرفه:
چرا او را پیشنهاد میکنم؟دکتر محمد یونس یکی از تأثیرگذارترین شخصیتهای قرن بیستویکم در مبارزه با فقر است. او بنیانگذار مفهوم وام خرد (Microcredit) است؛ ایدهای که به جای کمکهای خیریه، به افراد کمدرآمد، بهویژه زنان، وامهای کوچک میدهد تا کسبوکار خود را راهاندازی کنند و به استقلال مالی برسند. این مدل بعدها در دهها کشور جهان اجرا شد و زندگی میلیونها نفر را تغییر داد. مهمترین دستاوردها✔ بنیانگذاری Grameen Bank ✔ کمک به میلیونها خانواده برای خروج از فقر ✔ توانمندسازی اقتصادی زنان ✔ ایجاد مفهوم «کسبوکار اجتماعی» (Social Business) ✔ مشاوره به دولتها و سازمانهای بینالمللی ✔ سخنرانی در دانشگاههای بزرگ جهان افتخارات🏆 جایزه صلح نوبل ۲۰۰۶ (به همراه بانک گرامین) دلیل اعطای جایزه:
همچنین:
چرا برای لوح سپاس آشتی مناسب است؟اهداف مؤسسه آشتی شامل:
محمد یونس نشان داد که مبارزه با فقر میتواند ابزاری برای ایجاد صلح باشد. او به جای کمک مقطعی، فرصت ساختن آینده را در اختیار مردم قرار داد. دلیل انتخاباگر مؤسسه آشتی بخواهد از فردی تقدیر کند که تأثیر او بر زندگی میلیونها انسان قابل اندازهگیری باشد، محمد یونس یکی از بهترین گزینههاست. راههای ارتباطاز طریق: Yunus Centre وبسایت رسمی: بخش تماس: دفتر: داکا – بنگلادش متن پیشنهادی لوح
ارزیابیشاخصامتیاز خدمات بشردوستانه⭐⭐⭐⭐⭐ اثرگذاری جهانی⭐⭐⭐⭐⭐ همسویی با اهداف آشتی⭐⭐⭐⭐⭐ اعتبار بینالمللی⭐⭐⭐⭐⭐ نوآوری اجتماعی⭐⭐⭐⭐⭐ امتیاز نهایی: ۹۹ از ۱۰۰ نکتهمحمد یونس علاوه بر فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی، در سالهای اخیر نیز نقش فعالی در عرصه عمومی بنگلادش داشته است. اگر هیئت داوران مؤسسه آشتی بخواهد از چهرهای با سابقه طولانی در خدمت به توسعه انسانی تقدیر کند، او همچنان یکی از گزینههای بسیار قوی است. موضوعات مرتبط: زندگی نامه افراد [ جمعه بیست و ششم تیر ۱۴۰۵ ] [ 3:5 ] [ روابط عمومی ]
پرونده شماره ۵6 Melinda French Gatesملیت: ایالات متحده 🇺🇸 تولد: ۱۵ اوت ۱۹۶۴ حرفه:
چرا او را پیشنهاد میکنم؟ملیندا فرنچ گیتس یکی از بزرگترین خیرین جهان است. او سالها از طریق Bill & Melinda Gates Foundation و اکنون از طریق Pivotal Ventures در زمینه سلامت، آموزش، برابری فرصتها و حمایت از زنان و دختران فعالیت کرده است. تمرکز او تنها بر کمک مالی نبوده، بلکه بر ایجاد راهکارهای پایدار برای بهبود کیفیت زندگی میلیونها نفر در کشورهای مختلف نیز بوده است. مهمترین خدمات✔ سرمایهگذاری گسترده در سلامت جهانی ✔ حمایت از واکسیناسیون کودکان ✔ توسعه آموزش در کشورهای کمبرخوردار ✔ حمایت از حقوق زنان و دختران ✔ سرمایهگذاری در پروژههای کاهش فقر ✔ حمایت از نوآوریهای پزشکی و اجتماعی دستاوردها
چرا برای لوح سپاس آشتی مناسب است؟اهداف مؤسسه آشتی شامل:
بخش مهمی از فعالیتهای ملیندا فرنچ گیتس در همین حوزهها متمرکز بوده است. نقاط قوت✔ تأثیر جهانی ✔ اعتبار بینالمللی ✔ سابقه طولانی در امور خیریه ✔ حمایت از میلیونها انسان راههای ارتباطاز طریق: Pivotal Ventures وبسایت رسمی: https://www.pivotalventures.org بخش تماس: https://www.pivotalventures.org/contact همچنین از طریق دفتر رسانهای و روابط عمومی این مؤسسه میتوان مکاتبه رسمی انجام داد. متن پیشنهادی لوح
ارزیابیشاخصامتیاز خدمات بشردوستانه⭐⭐⭐⭐⭐ اثرگذاری جهانی⭐⭐⭐⭐⭐ همسویی با اهداف آشتی⭐⭐⭐⭐⭐ اعتبار بینالمللی⭐⭐⭐⭐⭐ نوآوری اجتماعی⭐⭐⭐⭐☆ امتیاز نهایی: ۹۷ از ۱۰۰ نظر منملیندا فرنچ گیتس یکی از مناسبترین گزینهها برای جایزهای با رویکرد بشردوستانه است، زیرا فعالیتهای او بر سلامت، آموزش و توسعه انسانی متمرکز بوده است. البته اگر بخواهید لوح سپاس آشتی را به افرادی اهدا کنید که مستقیماً در میدان بحرانها حضور داشتهاند، خوزه آندرس و دنیس موکوگه همچنان اولویت بالاتری دارند. موضوعات مرتبط: زندگی نامه افراد [ جمعه بیست و ششم تیر ۱۴۰۵ ] [ 3:4 ] [ روابط عمومی ]
پرونده شماره ۴5 Mia Amor Mottleyملیت: باربادوس 🇧🇧 سمت: نخستوزیر باربادوس (از سال ۲۰۱۸) چرا او را پیشنهاد میکنم؟میا موتلی یکی از شناختهشدهترین رهبران جهان در حوزه عدالت اقلیمی، توسعه پایدار و حمایت از کشورهای آسیبپذیر است. او در سالهای اخیر تلاش کرده صدای کشورهای کوچک و در حال توسعه را در مجامع بینالمللی به گوش جهان برساند و خواستار اصلاح نظام مالی جهانی برای حمایت از کشورهایی شده که بیشترین آسیب را از تغییرات اقلیمی میبینند. مهمترین خدمات✔ دفاع از عدالت اقلیمی در سازمان ملل ✔ ارائه «ابتکار بریجتاون» (Bridgetown Initiative) برای اصلاح نظام مالی جهانی و کمک به کشورهای آسیبپذیر ✔ حمایت از توسعه پایدار ✔ دفاع از همکاری بینالمللی برای مقابله با بحرانهای جهانی ✔ تلاش برای کاهش نابرابری میان کشورهای ثروتمند و فقیر افتخارات
چرا برای لوح سپاس آشتی مناسب است؟اگر مؤسسه آشتی بخواهد از شخصیتی تقدیر کند که در سطح جهانی برای آینده بشریت، محیط زیست و عدالت بین ملتها تلاش کرده است، میا موتلی گزینهای شایسته است. البته تفاوت او با نامزدهای قبلی این است که فعالیتش بیشتر در حوزه سیاستگذاری و رهبری عمومی است تا امدادرسانی مستقیم. راههای ارتباطاز طریق: دفتر نخستوزیری باربادوس وبسایت رسمی دولت: بخش تماس رسمی: همچنین از طریق نمایندگی دائم باربادوس در سازمان ملل نیز میتوان مکاتبه رسمی انجام داد. متن پیشنهادی لوح
ارزیابیشاخصامتیاز خدمات بشردوستانه⭐⭐⭐⭐☆ اثرگذاری جهانی⭐⭐⭐⭐⭐ همسویی با اهداف آشتی⭐⭐⭐⭐☆ اعتبار بینالمللی⭐⭐⭐⭐⭐ نقش در صلح و توسعه⭐⭐⭐⭐⭐ امتیاز نهایی: ۹۴ از ۱۰۰ نظر مندر مقایسه با دنیس موکوگه، خوزه آندرس و محمد یونس، میا موتلی بیشتر به دلیل رهبری سیاسی و سیاستگذاری جهانی شناخته میشود. اگر معیار اصلی «خدمت مستقیم بشردوستانه» باشد، سه گزینه قبلی اولویت بالاتری دارند. اما اگر بخواهید از یک رهبر جهانی که برای آینده بشر و عدالت بینالمللی تلاش کرده تقدیر کنید، او یکی از گزینههای برجسته است. موضوعات مرتبط: زندگی نامه افراد [ جمعه بیست و ششم تیر ۱۴۰۵ ] [ 3:2 ] [ روابط عمومی ]
مهین افشارنهفتن متن
عرض
رنگ
مهین افشار (آمنه ملکی)
نائب رئیس اتاق بازرگانی تهران اولین زن بازرگان ایرانی حوزه انتخاباتیتهران عضو هیئت رئیسه و نایب رئیس اتاق بازرگانی تهران اطلاعات شخصی زاده۱۳۰۴ شمسی درگذشتهشمسی ملیت مهین افشار (آمنه ملکی) (متولد ۱۳۰۴ ش- ؟) اولین زن بازرگان ایرانی است و اولین زنی است که به عضویت هیئت رئیسه اتاق بازرگانی تهران درآمد و در دورههای مختلف در سمت دبیر و نایب رئیس اتاق بازرگانی تهران فعالیت نمود. زندگیویرایشاشتراکگذاری مهین افشار نوه ملکالتجار از بازرگانان بزرگ ایران بود که در مدرسه ژاندارک تحصیل کرد. مهین افشار با مهندس افشار کارمند پتروشیمی ازدواج کرد.او اولین بار با فروش بخشی از جهیزیه خود توانست سرمایهای فراهم کند و به تجارت بپردازد. افشار کار تجارت را با سرمایهای حدود ۴۰ هزار تومان شروع کرد و در سال ۱۳۳۶ نخستین زنی بود که کارت بازرگانی به نامش صادر شد. او که منشی گروه «زنان ملیون» بود و در دکوراسیون نیز مهارت داشت، مدیر شرکت هوایی اسکای ویز بود.[۱] فعالیت تجاریویرایشاشتراکگذاری افشار نمایندگی شرکتهایی مانند «یورماستر اندون و یوخ» دانمارک و کارخانجات آرو، سارازن، ساژ، اوهاندوبر آلمان و شرکت بازرگانی ناب را بر عهده داشت. کالاهای وارداتی او عبارت بود از موتورهای دیزل، ژانراتور برق و ماشینهای بزرگ و کوچک جوشکاری. توسعه کارش سبب شد که در پنج بندر بزرگ دنیا مانند آمستردام، نوتردام، لندن، نیویورک و آنورس کارگزاری برای امور حملونقل و گمرک دایر کند. وی علاوه بر کار تجارت، سردخانه بزرگی نیز احداث کرد. عتیقهداری و نگهداری اشیاء عتیقه از دیگر فعالیتهای این بانوی تاجر بود.[۲] پانویسویرایشاشتراکگذاری موضوعات مرتبط: زندگی نامه افراد [ شنبه ششم تیر ۱۴۰۵ ] [ 3:32 ] [ روابط عمومی ]
پیتر لینچ Peter Lynch کیست؟ مهمترین توصیه های او در خصوص سرمایه گذاری
پیتر لینچ Peter Lynch کیست؟ پیتر لینچ Peter Lynch کیست؟ مهمترین توصیه های او در خصوص سرمایه گذاری
عاطفه فرحناکی فهرست مطالب
پیتر لینچ (زاده ۱۹ ژانویه ۱۹۴۴) یک سرمایهگذار و نویسنده آمریکایی است که به عنوان مدیر صندوق سرمایهگذاری Magellan در شرکت فیدلیتی شناخته میشود. او توانست در طی ۱۳ سال مدیریت این صندوق (۱۹۷۷-۱۹۹۰)، بازده متوسط سالانه ۲۹.۲% را برای سرمایهگذاران به دست آورد که یکی از بهترین عملکردها در تاریخ صنعت سرمایهگذاری محسوب میشود. اصول سرمایهگذاری پیتر لینچلینچ قبل از پیوستن به فیدلیتی، به مدت ۷ سال در صندوق سهام کوچک Investor’s Mutual کار میکرد. او در سال ۱۹۷۷ به فیدلیتی پیوست و مسئولیت مدیریت صندوق Magellan را بر عهده گرفت. اصول سرمایهگذاری لینچ شامل موارد زیر است:
لینچ پس از بازنشستگی از فیدلیتی در سال ۱۹۹۰، به عنوان مشاور ارشد در این شرکت باقی ماند و همچنان به ارائه نظریات و توصیههای سرمایهگذاری خود ادامه داد. موفقیتهای شغلی پیتر لینچپیتر لینچ، یک سرمایهگذار موفق و مدیر صندوق سرمایهگذاری ماگلان در شرکت فیدلیتی بود. در سال ۱۹۷۷، وقتی تنها ۳۳ ساله بود، مدیریت صندوق ماگلان را به عهده گرفت و به مدت ۱۳ سال این مسئولیت را انجام داد.
معروف ترین کتابهای پیتر لینچپیتر لینچ یکی از معروفترین مدیران سرمایهگذاری در تاریخ است که موفقیت بینظیر خود در مدیریت صندوق سرمایهگذاری “فیدلیتی ماگلان” را مدیون کتابهای خود میداند. سه کتاب معروف پیتر لینچ به شرح زیر هستند: “One Up on Wall Street”:
توصیههای طلایی پیتر لینچ
نحوه استراتژی سرمایه گذاری پیتر لینچپیتر لینچ معتقد است که سرمایهگذاران معمولی (خرد) برخلاف متخصصان، انعطافپذیری و آزادی عمل بیشتری برای بررسی و کاوش مستقل در بازار دارند. این مزیت انعطافپذیری به سرمایهگذاران خرد این امکان را میدهد که فرصتهای سودآورتری را کشف کنند. لینچ توصیه میکند که سرمایهگذاران خرد از رویکرد پایین به بالا برای شناسایی فرصتهای سرمایهگذاری مناسب استفاده کنند. او همچنین پیشنهاد میدهد که این سرمایهگذاران گزینههای بالقوه را یکی یکی بررسی کرده، سپس با کسب و کار شرکت مورد نظر آشنا شوند و در نهایت تحلیل بنیادی را برای اطمینان از پتانسیل سودآوری آن انجام دهند. ۱. چیزهایی بخرید که درکشان میکنیدپیتر لینچ بر اهمیت “دانش محلی” در سرمایهگذاری موفق تأکید میکند. یکی از مشهورترین اصول سرمایهگذاری وی این است که “چیزهایی را بخرید که درک میکنید”. به عبارت دیگر، لینچ معتقد است سرمایهگذاران باید بر روی شرکتها و محصولاتی سرمایهگذاری کنند که آنها را به خوبی میشناسند. ۲. تحقیقات جامع و کامل انجام دهیدبررسی درصد فروش محصولات/خدمات: اطمینان از اینکه محصولات یا خدمات موردنظر، سهم قابل توجهی (بیش از ۵%) از کل فروش شرکت را تشکیل میدهند. این بدان معنی است که آن محصولات/خدمات باید نقش مهمی در ایجاد درآمد و سود شرکت داشته باشند. ۳. به روش بلند مدت سرمایه گذاری کنیداینکه پیتر لینچ به بلند مدت بودن سرمایه گذاری اعتقاد داشت، نکته بسیار مهمی است. برخی از نکات کلیدی که از دیدگاه او میتوان در مورد سرمایه گذاری بلند مدت بیان کرد: قیمت سهامها در طول ۱۰ تا ۲۰ سال نسبتا قابل پیش بینی هستند: این به این معنی است که با تحلیل درست شرکتها و صنایع، میتوان در بازههای زمانی بلندمدت، روند قیمتی آنها را تا حدودی پیش بینی کرد. جمع بندیاو یکی از معروفترین و موفق ترین مدیران صندوق های سرمایه گذاری در سطح جهان است. پیتر لینچ از سال ۱۹۷۷ تا ۱۹۹۰ به عنوان مدیر صندوق سهام فیدلیتی مگالن فعالیت میکرد. در این دوره، او موفق شد بازده سالانه متوسط ۲۹.۲ درصدی را برای سرمایه گذاران این صندوق به ارمغان بیاورد. این عملکرد فوقالعاده باعث شد تا لینچ به یکی از مشهورترین مدیران صندوقهای سرمایه گذاری در جهان تبدیل شود. موضوعات مرتبط: زندگی نامه افراد [ دوشنبه بیست و پنجم خرداد ۱۴۰۵ ] [ 19:47 ] [ روابط عمومی ]
[ شنبه بیست و چهارم آبان ۱۴۰۴ ] [ 19:8 ] [ روابط عمومی ]
[ شنبه بیست و چهارم آبان ۱۴۰۴ ] [ 19:7 ] [ روابط عمومی ]
[ شنبه بیست و چهارم آبان ۱۴۰۴ ] [ 19:6 ] [ روابط عمومی ]
[ شنبه بیست و چهارم آبان ۱۴۰۴ ] [ 19:5 ] [ روابط عمومی ]
[ شنبه بیست و چهارم آبان ۱۴۰۴ ] [ 19:4 ] [ روابط عمومی ]
[ شنبه بیست و چهارم آبان ۱۴۰۴ ] [ 19:3 ] [ روابط عمومی ]
[ شنبه بیست و چهارم آبان ۱۴۰۴ ] [ 19:2 ] [ روابط عمومی ]
[ شنبه بیست و چهارم آبان ۱۴۰۴ ] [ 19:1 ] [ روابط عمومی ]
[ شنبه بیست و چهارم آبان ۱۴۰۴ ] [ 18:59 ] [ روابط عمومی ]
[ شنبه بیست و چهارم آبان ۱۴۰۴ ] [ 18:52 ] [ روابط عمومی ]
[ شنبه بیست و چهارم آبان ۱۴۰۴ ] [ 18:51 ] [ روابط عمومی ]
[ شنبه بیست و چهارم آبان ۱۴۰۴ ] [ 18:49 ] [ روابط عمومی ]
[ شنبه بیست و چهارم آبان ۱۴۰۴ ] [ 18:49 ] [ روابط عمومی ]
[ شنبه بیست و چهارم آبان ۱۴۰۴ ] [ 18:48 ] [ روابط عمومی ]
[ شنبه بیست و چهارم آبان ۱۴۰۴ ] [ 18:47 ] [ روابط عمومی ]
[ سه شنبه بیستم آبان ۱۴۰۴ ] [ 8:6 ] [ روابط عمومی ]
جئو ئن لایظاهر نهفتن متن
عرض
رنگ
جئو ئنلای周恩来
جئو ئن لای در سال ۱۹۷۲ نخستین نخستوزیر جمهوری خلق چین دوره مسئولیت پس ازوجود نداشت پیش ازهوآ گوئوفنگ نخستین وزیر امور خارجه جمهوری خلق چین دوره مسئولیت پس ازوجود نداشت پیش ازچن ئی اطلاعات شخصی زاده۵ مارس ۱۸۹۸ درگذشته۸ ژانویهٔ ۱۹۷۶ (۷۷ سال) ملیت حزب سیاسیحزب کمونیست چین همسر(ان)دنگ ییانگ چائو پیشهسیاستمدار امضا جُئُو ئِن لای (یا چوان لای و چوئن لای) (به چینی: 周恩来، ZHOU ENLAI) (زاده ۵ مارس ۱۸۹۸ – درگذشته ۸ ژانویه ۱۹۷۶) سیاستمدار و یکی از رهبران مهم سیاسی چین و اولین نخستوزیر جمهوری خلق چین از ۱۹۴۹ تا پایان عمرش در ۱۹۷۶ بود. او به سیاستهای معتدل و بهخصوص ایفای نقش در معتدل کردن اوضاع پس از انقلاب فرهنگی شهرت دارد. زندگی[ویرایش] جئو در یک خانواده اشرافی به دنیا آمد و برای تحصیلات دانشگاهی به اروپا رفت. پس از بازگشت به چین ضمن عضویت در حزب کمونیست چین به عنوان افسر سیاسی در آکادمی نظامی ارتش چین مشغول به کار شد. در سال ۱۹۱۷ به مدت یک سال در دانشگاههای ژاپن تحصیل کرد، ۱۹۱۹ به چین بازگشت و در دانشگاه نانکای ثبت نام کرد ولی سال بعد (۱۹۲۰) به همراه ۱۵۰۰ دانشجوی دیگر چینی به فرانسه رفت. جئو از خانواده خود پول کافی دریافت میکرد و به انگلستان، بلژیک و آلمان سفر کرد. در آلمان در برلین و گوتینگن مقیم بود. وقتی جئو به چین بازگشت به خاطر افکار رادیکال دستگیر شد. در سال ۱۹۲۰ آزاد شد، پس از آن در فرانسه، انگلستان و آلمان تحصیل کرد. در سال ۱۹۲۱ به عضویت حزب کمونیست چین درآمد و ۱۹۲۴ به چین بازگشت، جئو در آن زمان در جبهه متحد بین کمونیستها و کومینتانگ نقش مهمی بازی میکرد و در رهبری هر دو حزب نقش مهمی داشت. ۱۹۲۵ با یکی از رهبران جنبش دانشجویی چین به نام دنگ ییانگ چائو ازدواج کرد، که بعدها یکی از مهمترین رهبران حزب شد. جئو پس از ممنوعیت حزب کمونیست چین در سال ۱۹۲۷ به کار مخفی در حزب ادامه داد و مسوولیت سازمان افسران حزب کمونیست چین را به عهده داشت. این زوج صاحب بچه نشد، ولی بچههای زیادی از شهیدان حزب را به فرزندی قبول کردند، یکی از این بچهها لی پنگ نخستوزیر بعدی چین بود. نخستوزیری[ویرایش] با تأسیس دولت جمهوری خلق چین (۱۹۴۹)، جئو ئن لای نقش نخستوزیر و وزیر امور خارجه را قبول کرد. در ژوئن ۱۹۵۳، او پنج اظهارنامه برای صلح را درست کرد. جئو هیئت نمایندگان جمهوری خلق چین به کنفرانس ژنو (۱۹۵۴) و به کنفرانس باندونگ (۱۹۵۵) را سرپرستی کرد. جئو سر راه به باندونگ از یک کوشش قتل (بمب ساعتی در هواپیما) به وسیلهٔ حزب ملی چین و دولت چیانگ کایشک جان به در برد. جئو هواپیماها را تغییر داد، اما بقیهٔ خدمهاش که ۱۶ نفر بودند، مردند. ولی او با چتر نجات پرید.
تندیس چو ان-لای جئو یک نیروی میانهرو بود و یک صدای بانفوذ جدید برای دولتهای جنبش غیرمتعهدها در جنگ سرد؛ دیپلماسی او پیوندهای ناحیهای را با هندوستان، برمه و خیلی از کشورهای آسیایی جنوب شرقی، و دولتهای آفریقایی قوی کرد. در ۱۹۵۸، پست وزیر امور خارجه به چن ئی محول شد. اما جئو تا مرگش در ۱۹۷۶ نخستوزیر باقیماند. کانون اصلی توجه جئو پس از وضعیت ضعیف دههها جنگ، پس از نخستوزیر شدن وی اقتصاد چین بود. او تولید زیاد شده کشاورزی را حتی با توزیع مجدد زمین هدف قرار داد. پیشرفت صنعتی همیشه در فهرست کارهایش بود. او اصلاحات زیستمحیطی را اول بار در چین آغاز کرد. در ۱۹۵۸، مائو تسه تونگ جهش بزرگ به جلو را با اهداف غیر واقعبینانه افزایش دادن تولید صنعت شروع کرد. وی نقش مهمی در خروج چین از انزوای پس از ۱۹۴۹ و بازیابی صندلی اشغال شده این کشور توسط تایوان در سازمان ملل متحد و همچنین افزایش پرستیژ سیاسی این کشور ایفا کرد. به عنوان یک مدیر محبوب مردم و واقعبین، جئو موضع خود را حفظ کرد. انقلاب فرهنگی چین (۱۹۷۶–۱۹۶۶) یک ضربه بزرگ به جئو بود. در مراحل دیرتر انقلاب فرهنگی چین در ۱۹۷۵، او را تحت فشار گذاشت. جئو برای خنثی کردن فشار انقلاب فرهنگی چین بر «چهار نوسازی» بسیار تلاش کرد که زیان ایجادشده توسط فعالیتهای انقلاب فرهنگی چین را خنثی کند. پس از کشف این که جئو ئن لای سرطان داشت، جئو خیلی از مسئولیتهایش را به دنگ شیائوپینگ که معاون اول وی بود، واگذار کرد. در طول مراحل دیرتر انقلاب فرهنگی چین، جئو هدف جدید مائو و رئیس گروه چهارنفره (جیانگ چینگ) بود. شهرت در داستانهای عامهپسند[ویرایش] مرگ[ویرایش] مجسمه جئو ئن لای او سرانجام در بامداد هشتم ژانویه ۱۹۷۶ پس از یک سال مبارزه با بیماری درگذشت. مائو در تشییع جنازه او حاضر نشد و به فرستادن دسته گلی بسنده کرد. همچنین پلیتبرو مرکزی حزب کمونیست دستور داد هیچ هیئت خارجی برای شرکت در تشییع جنازه او به پکن سفر نکند. تشییع او در نهایت سادگی و با حضور تنها ۳۰۰۰ نفر مقام دولتی برگزار شد. مردم از این بی احترامی به چوئن لای خشمگین بودند. حتی شایعه شده بود چو نمیخواسته است که جسدش سوزانده شود و حزب کمونیست دستور این کار را داده است. جسد او را در گورستان بابائوشان سوزاندند و خاکستر او را به هواپیما بردند و در سراسر خاک چین به نشانه مبارزه او در راه چین پخش کردند. در ۵ آوریل همان سال احساسات مردم فوران کرد و به علت هتک حرمت به چوئن لای مردم در پکن شورش کردند.[۱] موضوعات مرتبط: زندگی نامه افراد [ چهارشنبه بیست و دوم مرداد ۱۴۰۴ ] [ 20:18 ] [ روابط عمومی ]
پایه گذار کارخانه چیت سازی چه کسی بود؟!نایب السلطنه در بخشنامه خود چنین نوشت: «پوشش و لباس اکثر اهل ایران و لباس اعیان و اشراف و سربازان باید از یک قماش باشد تا عوام الناس در پی متاع فرنگی نباشند». رضا نیکنام | در روزگاری که جمعیت ایران اینقدر زیاد نبود همین کارخانه بزرگ بار اصلی صنعت پوشاک کشور را به دوش میکشید. اما حالا چندین سالی میشود که چیتسازی تعطیل شده و چینیها بازارهای ما را تسخیر کردهاند. اما خاطرات این کارخانه بزرگ را که نمیتوان از یاد برد. در گزارش پیش رو خاطرات سیاه و سفید چیتسازی تهران را ورق زدیم. قبل از آنکه به داستان ساخته شدن کارخانه چیت بپردازیم، باید مرور کوتاهی داشته باشیم به داستان ورود صنعت نساجی به کشور. نخستین بارقههای ورود صنعت نساجیعباس میرزا نایبالسلطنه پسر کوچک ناصرالدین شاه بود که هرگز بر ارکیده قدرت تکیه نزد. او نخستین کسی بود که کارخانه نساجی در ایران را پایهگذاری کرد. به دستور او، تعدادی وسایل و افزار بافت ماهوت فرنگی از روسیه وارد شد تا پوشاک مردم در داخل کشور تولید شود. تولید سالانه؛ یکمیلیون متر چیتوقتی قاجارها کنار رفتند و قدرت به پهلویها رسید، رضا خان تصمیم گرفت لباس ایرانیها را متحدالشکل کند، داستان کشف حجاب هم بخشی از همین سناریو بود. رضا خان دستور داد ظرفیت تولید لباس داخلی را افزایش دهند تا بتواند نقشهاش را پیاده کند. این ماشینآلات در کارخانجات مختلف آلمان ساخته شده بود. ساختمان ابنیه و عمارات لازم برای قسمتهای مختلف کارخانه و منازل مسکونی کارگران در سال ۱۳۱۹ ساخته شد و عملیات ساختمانی برای نصب ماشینآلات به واسطه بروز جنگ تعطیل شد، چنان که مقداری از لوازم کارخانه نیز در شوروی و آلمان ماند و نتوانستند ارسال کنند. بعد از جنگ، در اواخر سال ۱۳۲۶ عملیات ساختمانی جهت نصب ماشینآلات مجدداً شروع شد و در سال ۱۳۲۷ اولین قسمت محصول کارخانه چیتسازی تهران به بازار آمد. این کارخانه ۱۴۰۰ دستگاه بافندگی داشت و محصول سالانه آن بالغ بر یک میلیون متر چیت و چلوار و متقال و انواع پارچههای نخی بود و ساختمانهایی از این قرار برای آن احداث شد».
کارخانه ۵۲ هزارمتری در جنوبتهرانالبته این همه ماجرا نیست، اگر ظرفیتهای کارخانه چیت آن روزگار را بدانید حتماً تعجب خواهید کرد، در ادامه همین کتاب آمده است: «در مجموعه کارخانه چیتسازی آن سالها، انبار محصول به مساحت ۱۸ هزار مترمربع، انبار قطعات یدکی به مساحت هزار و ۴۰۰ مترمربع، تعمیرخانه به مساحت ۲ هزار و ۱۰۰ مترمربع، انبار پنبه و بارانداز به مساحت ۲ هزارمتر، قسمت نخریسی به مساحت هزار و ۲۰۰ مترمربع با یک زیرزمین گردگیر، قسمت رنگرزی به مساحت ۸ هزار متر، منبع آب به حجم ۱۰ هزار مترمکعب، مجموعاً در زمینی به مساحت ۸۶ هزارو ۱۱۸ مترمربع ساخته شد. محوطه مسکونی خارج از کارخانه نیز ۳۰ هزارمتر و سطح زیربنای کارخانه ۵۲ هزار و ۸۴۰ مترمربع بود». آلمانیها به کارخانه رونق دادندآلمانیها که در جنگ جهانی دوم شکست خورده بودند، در بازسازی کارخانه چیت تهران نقش قابل توجهی داشتند. آنها ابتدا در بازسازی کارخانه، ۱۰ هزار دوک نخریسی، ماشینآلات حلاجی، رنگرزی پارچه، رطوبتگیری، آهارزنی و امثالهم را به آن اضافه کردند و تولید سالانه کارخانه را به ۸۰۰ هزارمترمربع رساندند. قرار بود لباس ملی اینجا تولید شوددر سالهای ۱۳۳۲ ـ ۱۳۲۹ وضعیت کارخانه چیتسازی بسیار بحرانی شد و با نفوذ عوامل شوروی و حزب دستنشانده آنان، تولیدات این کارخانه رو به افول گذاشت. دست نشاندههای شوروی برای آنکه چوب لای چرخ صنعت کشور کنند، تصمیم گرفتند رونق کارخانهها را از بین ببرند. لباسهای مردانه که لباده، مرادیگی و سرداری و عبا و قبا بود نیز جای خود را به پوشاک خارجی داد و بدینگونه ما هرگز صاحب لباس ملی نشدیم، اگر خیانتهای دوران پهلوی نبود، کارخانه چیتسازی میتوانست تولیدکننده اصلی پارچه باشد. افسوس که سرنوشت دیگری برای این کارخانه رقم خورد. کارخانهای که لوکیشن شدکارخانه چیتسازی سالهاست که تعطیل شده، اما هنوز اقدامی برای استفاده از این زمین بزرگ صورت نگرفته است. دهها هکتار زمین در شهر ما یک سرمایه بینظیر است تا بسیاری از کمبودهای شهریمان جبران شود. شهرداری منطقه گویا ایدههای خوب و فروانی برای این زمین چند هکتاری دارد. سالها قبل کارخانه چیتسازی مورد توجه اهالی سینما بود و گروهشان را در این کارخانه مستقر میکردند تا فیلم بسازند. مثلا حوالی سال ۱۳۸۹ بخشی از فیلم سینمایی آلزایمر در محوطه این کارخانه فیلمبرداری شد. موضوعات مرتبط: زندگی نامه افراد [ چهارشنبه بیست و دوم مرداد ۱۴۰۴ ] [ 20:14 ] [ روابط عمومی ]
حبیبالله القانیانظاهر نهفتن متن
عرض
رنگ
حبیبالله القانیان
القانیان در ۲۷ بهمن ۱۳۵۴ زادهٔ۲۳ فروردین ۱۲۹۱[۱] تهران، ایران درگذشت۱۹ اردیبهشت ۱۳۵۸ (۶۷ سال)[۲] تهران، ایران علت مرگاعدام[۳] از طریق تیرباران ملیتایرانی شهروندیایرانی پیشه(ها)تجارت و صنعت شناختهشده آثار برجستهسرمایهداررئیس انجمن کلیمیان تهران اتهام(های) جزاییصهیونیست و جاسوسی برای اسرائیل[۴] همسرماهسلطان[۵][۶] فرزندانسه پسر: کارمل، سینا و فریدون[۷] والدینپدر: بابائی[۹] حبیبالله اِلقانیان[۱۲][۱۳] (۲۳ فروردین ۱۲۹۱ – ۱۹ اردیبهشت ۱۳۵۸[۱۴]) معروف به حاج حبیب القانیان،[۱۵][۱۶][۱۷] رئیس انجمن کلیمیان تهران، کارآفرین و سرمایهدار بزرگ ایرانی و از اعضای اتاق بازرگانی تهران بود. او نخستین بنیانگذار شرکتهای پلاستیک سازی پلاسکو و صنایع پروفیل آلومینیم در ایران بود. از او به عنوان یک خیر نیز نام میبرند.[۱۸][۱۹] القانیان اولین تاجر یهودی بود که به اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران راه یافت وی یکی از نخستین غیر نظامیان و نخستین یهودی اعدامی پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران بود. وی در روز ۲۷ بهمن ۱۳۵۷ در تهران بازداشت شد و در بهار ۱۳۵۸ پس از دادگاهی که در بیست دقیقه برگزار شد، در زندان قصر، توسط صادق خلخالی اعدام شد.[۱۹][۲۰] تمام اموال و کارخانههای او و خانوادهاش نیز در جریان مصادرهها، به نفع بنیاد مستضعفان مصادره شد. اعدام القانیان در مهاجرتِ گستردهٔ یهودیان ایران تأثیر بسیار زیادی داشت.[۱۹] تولد و خانواده[ویرایش] خانواده القانیان. از چپ به راست: نجاتالله، عطاءالله، صیون، حبیب، داود، جان و نصرالله. تاریخ عکس احتمالاً ۱۳۳۰ خورشیدی او در روز ۲۳ فروردین سال ۱۲۹۱ خورشیدی در محله عودلاجان تهران به دنیا آمد. خانواده القانیان هشت فرزند (هفت پسر و یک دختر) داشتند. پدر حبیبالله، بابائی نام داشت که پیشه خیاطی داشت. مادرش مشهور به خانمجان، دختر حاج ساقی بود. حاج ساقی مغازه عطاری در محله یهودیان تهران داشت. او به مدرسه اتحاد جهانی آلیانس رفت. در این مدرسه دو زبان فارسی و فرانسوی را تدریس میکردند. به نظر میرسد او در سن پانزده سالگی، مدرسه را رها کرد و در هتل «گیلانِ نو» که متعلق به دایی خود بود، مشغول به کار شد. بعد از اتمام دوران خدمت سربازی، به سال ۱۹۳۶ میلادی با دختردایی خود، ماهسلطان ملقب به نیکخواه ازدواج کرد. حاصل این ازدواج، سه پسر به نامهای کارمل، سینا و فریدون و یک دختر به نام مهناز بود.[۲۱] خانواده القانیان شامل هفت برادر به نامهای نجاتالله، عطاءالله، صیون، حبیب، داود، جان و نصرالله بود. این خانواده به مدت سی سال پیشگام نوآوریهای تجاری و صنعتی در ایران بودند و در این دوره دهها کارخانه و مرکز خرید مدرن را تأسیس کردند.[۱۸] دو نفر از آنها (جان و نورالله) همیشه ساکن نیویورک و پنج برادر ساکن تهران بودند. در سالهای نخست فعالیت، بیشتر تصمیمهای تجاری را چهار برادر بزرگتر میگرفتند و در نتیجه سهم بیشتری از سه برادر جوانتر داشتند که هنوز مشغول تحصیل بودند.[۲۲] سرانجام اعضای خانواده[ویرایش]
فعالیتهای بازرگانی القانیان[ویرایش] ساختمان پلاسکو در تهران، از اموال القانیان وی کار کردن را از سن پانزده سالگی در هتل یکی از اقوامش شروع کرد؛ پس از مدتی همراه با برادرانش در بازار به تجارت پرداخت. در سال ۱۹۳۶، حجره ای (دفتر تجاری) در سرای حاج محمد اسماعیل بازار تهران داشت و کالاهایی از قبیل ساعت و کلاه زنانه وارد میکرد. در ۱۹۳۶ او و برادرانش یک شرکت به نام (شرکت سهامی القا) تشکیل دادند که در ابتدا کالاهایی از سوئیس و سپس از آمریکا وارد میکردند. برادرش جان، سال ۱۹۴۳ به برادر دومش نورالله (که بعد از جنگ جهانی دوم به آمریکا مهاجرت کرده بود) پیوست. حاج حبیب و برادرانش مانند بسیاری از تاجران زمانه خود، کالاهای گوناگونی شامل ساعت، منسوجات، ماشین ظرفشویی، ظروف آشپزخانه، کریستال، رادیو و ماشین خیاطی وارد میکردند که در بازار تقاضای بسیاری داشت.[۲۳] او بعدها توانست اولین کارخانه صنایع پلاستیکسازی ایران را تأسیس کند.[۱۸] او در مشاغل گوناگون از برج سازی تا لوازم خانگی سرمایهگذاریهای کلانی داشت.[۱۹] گفته میشود که خانواده اِلقانیان پس از جنگ جهانی دوم، با امتیازی که برای فروش لباس نیروهای متفقین بهدست آوردند، به ثروت قابل توجهی دست یافتند.[۲۴] القانیان در سال ۱۳۳۷ شرکت پلاستیکسازی پلاسکو و صنایع پروفیل آلومینیوم را در تهران تأسیس کرد و به تدریج پلاسکو را به بزرگترین و پیشرفتهترین شرکت پلاستیک ایران تبدیل کرد. این موفقیتهای تجاری و اقتصادی باعث شهرت وی در ایران و اسرائیل گردیده بود. ساختمان پلاسکو واقع در چهارراه استانبول و ساختمان آلومینیوم واقع در خیابان جمهوری که نخستین برجهای ایران بودند، بخشی از اموال وی قبل از مصادره توسط جمهوری اسلامی بود. ساختمان پلاسکو در روز پنجشنبه ۳۰ دی ۱۳۹۵ پس از ۵۴ سال از زمان ساخت بر اثر آتشسوزی فرو ریخت و ۵۹۰ واحد تجاری در آن نابود شد.[۲۵][۲۶] ساختمان پلاسکو که بعد از ۳٫۵ ساعت همچنان در آتش میسوخت، در حالی فرو ریخت که هنوز تعداد زیادی آتشنشان در حال مهار آتشسوزی، در بیرون و داخل ساختمان بودند.[۲۷] در سالهای دهه ۱۹۷۰ وی و گروه دیگری از اعضای اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران به چین دعوت شدند و زمینههای گسترش روابط بازرگانی میان دو کشور را فراهم کردند.[۱۸] برج شیمشون، ساختمان بورس الماس اسرائیل در شمال تلآویو را هم القانیان ساختهاست.[۱۹] دستگیری[ویرایش] گزارش محاکمه حبیبالله القانیان در روزنامه اطلاعات حدود دو هفته پیش از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷، القانیان از آمریکا به ایران برگشت و در جلسه تشکل آنها شرکت کرد. در روز ۲۷ بهمن ۱۳۵۷ دولت جدید او را دستگیر کرده و به زندان قصر فرستاد.[۱۹] محاکمه[ویرایش] گزارش ساواک در مورد القانیان اسناد[ویرایش] در دادگاه به اسنادی اشاره شد که ساواک پیرامون ارتباط وی و بسیاری دیگر از سران یهودیان ایران با اسرائیل داشته و به سرمایهگذاریهای گسترده در آنجا پرداخته بودند. در یکی از اسناد ساواک دربارهٔ سرمایهگذاری وی در اسرائیل به تاریخ هفتم اردیبهشت ۲۵۳۵ (۱۳۵۵) تحت عنوان «برادران القانیان» آمدهاست: «آقای حبیب القانیان رئیس انجمن کلیمیان تهران و سرمایهدار معروف یهودی در حال حاضر مشغول احداث ساختمان بزرگ چندین طبقه در بین راه هرتزلیا و تلآویو در اسرائیل است. بلندی این ساختمان سه برابر بلندی ساختمان آلومینیوم یا پلاسکو است.»[۲۸] و در گزارش مورخ ۲۹ دی ۲۵۳۵ (۱۳۵۵) میخوانیم: «داود القانیان برادر حبیب سرمایهدار معروف کلیمی در حال حاضر در بین راه تلآویو و تیکوا ۱۲ کیلومتری محل بورس جواهرات اسرائیل مشغول احداث ساختمان ۳۳ طبقه میباشد که عنقریب آماده بهرهبرداری است.»[۲۹][نیازمند منبع] دفاعیات[ویرایش] وی در دفاعیات خود گفت «اینجانب حبیب القانیان، افتخار میکنم کلیمی ایرانی هستم… تا به حال هیچ گونه کمک یا اعانه به نفع اسرائیل نداده و نخواهم داد. من موافق کشتار مردم فلسطین نیستم… افتخار میکنم دارای سهمی از کارخانجات پلاسکو، ملامین، پلاستیک شمال، لوله شمال و کارخانه یخچال جنرال الکتریک و پروفیل آلومینیوم میباشم.» وی همچنین تأکید کرد هیچ دارایی به نام او در اسراییل وجود ندارد. او در وصیتنامهاش از وراثش درخواست کرد که به حسابهایش رسیدگی کنند و بدهکاریهایش را به افراد مربوط پرداخت کنند و حقوق عقب افتاده کارمندانش را به آنان بدهند. او ضمن خداحافظی از خانوادهاش از آنها خواست که یک سال برایش دعا کنند.[۳۰][۳۱] تلاش برای آزادی[ویرایش] تصویر القالنیان در دادگاه خلخالی در روزنامه اطلاعات خاخامهای ارشد و فعالان یهودی برای نجات القانیان از سید محمود طالقانی نامهای میگیرند مبنی بر اینکه پیرمرد ۷۰ ساله فردی خیر بوده و خدمات زیادی به جامعه کردهاست، اما راه به جایی نمیبرند. سپس هانی الحسن، نماینده سازمان آزادیبخش فلسطین در تهران و چهرههای روحانی مانند حسینعلی منتظری، سید محمد بهشتی و محمدرضا مهدوی کنی را واسطه میکنند. آنها مطمئن بودند که القانیان اعدام نخواهد شد. اعدام[ویرایش] مقالهٔ اصلی: نقض حقوق یهودیان در جمهوری اسلامی ایران صادق خلخالی محاکمه حبیبالله القانیان و هفت نفر دیگر را در سهشنبه شب (۱۹ اردیبهشت ۱۳۵۸) در زندان قصر برگزار کرد. در این دادگاه ۲۰ دقیقهای، بنا به حکم دادگاه، نامبرده محکوم به اعدام گردید و در بامداد چهارشنبه ۲۰ اردیبهشت تیرباران شد. وی در دادگاه از داشتن وکیل محروم بود.[۱۹] در زندان او از سوی صادق خلخالی به جرایم «جاسوسی به نفع دولت غاصب صهیونستی اسرائیل» و «معاونت در کشتار بیرحمانه هرروزه مردم مبارز فلسطینی» به «دوستی با دشمنان خدا و دشمنی با دوست خدا»، «فساد در زمین»، «محاربه با خدا و رسول خدا و نائب امام زمان و تمام مردم محروم» و «سد راه خدا و سد راه بهروزی تمام خلقهای مستضعف جهان» محاکمه و به حکم صادق خلخالی محکوم به اعدام شد.[۳۲][۳۳]
محاکمه خرم و القانیان خاکسپاری[ویرایش] محاکمه القانیان به گفته خاخام یدیدیا شوفط مقامات نخست درخواست خویشان القانیان برای تحویل جسد وی را برای خاکسپاری رد کردند. با میانجیگری خاخام یدیدیا شوفط و سایر رهبران جامعه کلیمی تهران دولت اجازه دفن وی را در انتها داد.[۳۴] واکنش آمریکا[ویرایش] به فاصله یک روز بعد از تیرباران القانیان، برای اولینبار زمزمه تحریم اقتصادی ایران در صحن مجلس نمایندگان ایالات متحده آمریکا شنیده شد. کاخ سفید و کنگره مدتها به اعدامهای اوایل انقلاب واکنشی نشان نداده بودند، اما اعدام القانیان اتهام یهودستیزی را برای حاکمان جدید ایران وارد کرد. به فاصله یک روز، پیشنویس نخستین قطعنامه حقوق بشری علیه جمهوری اسلامی در مجلس نمایندگان آمریکا تهیه شد.[۱۹] هشت روز بعد، مجلس سنای ایالات متحده آمریکا دولت کارتر را غافلگیر کرد و اولین قطعنامه حقوق بشری علیه حکومت ایران را به تصویب رساند. آن قطعنامه کوتاه و نمادین برای کاخ سفید جنبه الزامآور نداشت، اما چنان به احساسات ضدآمریکایی در ایران دامن زد که به لغو برنامه سفر قریبالوقوع سفیر جدید آمریکا (واتلر کاتلر) به تهران منجر شد.[۱۹] واکنش ایران به اقدام آمریکا[ویرایش] سید روحالله خمینی دو روز بعد از اقدام سنا به گروهی از عشایر استان لرستان و خرمآباد که برای دیدار با وی به قم سفر کرده بودند، گفت:
در همان روز، دولت موقت ایران جلسهٔ اضطراری تشکیل داد و تحت فشار افکار عمومی و گروههای رادیکال، در یادداشت اعتراضآمیزی از سوی وزارت امور خارجه ایران، قطعنامهٔ سنا را دخالت آشکار در امور داخلی خود خواند[۱۹] و در روز جمعه (چهارم خرداد) تظاهراتی در جلوی سفارت ایالات متحده آمریکا در تهران برگزار کرد که در طیِ آن، تصاویر جیمی کارتر و مناخم بگین را آتش زدند.[۳۵][۳۶] اموالموضوعات مرتبط: زندگی نامه افراد [ چهارشنبه بیست و دوم مرداد ۱۴۰۴ ] [ 20:10 ] [ روابط عمومی ]
تـک ستـارهها ۲ - زندگی و کار علی اکبر رفوگران- ۴زاد و فرود خودکار بیکعلی اکبر رفوگران
علی اکبر رفوگران پس از ناکامی در اجازه تولید خودنویس در ایران، به فکر تولید کالایی افتاد که مصرف عمومیتر و بیشتری در بازار ایران داشت. احتمالا هیچ ایرانی نیست که حداقل یکبار خودکار بیک در دستش نگرفته باشد و با آن آشنا نباشد.طی سالهای واردات خودکار به ایران، مردم به نوشتن با آن عادت کرده بودند و فروش آن گسترش پیدا کرده بود. به همین دلیل بازار داخلی به حدی مصرفش گسترش یافته بود که تولید خودکار در ایران منطق اقتصادی داشته باشد. خانواده رفوگران که سالها در تجارت نوشت افزار و خودکار مشغول بودند به تاسیس کارخانه تولید خودکار بیک در سال ۱۳۴۲ اقدام نمودند. در آغاز هنگامی که علیاکبر پیشنهاد تاسیس کارخانه را به پدرش داد، میرزا علی به پسرش گفت میترسم این زیادهخواهی تو خشم خدا را برانگیزد وی نگاه درویش گونهای به زندگی داشت، به علاوه پروژه تولید و کارخانهداری در ذهنیت او کاملا مسالهای تاریک بود. سرانجام علیاکبر رفوگران پدرش را قانع نمود تا با تاسیس کارخانه بیک در ایران موافقت نماید. در پاریس به دیدار بیک، موسس و رییس کارخانه بیک رفت. بدون مقدمه گفت: آقای رفوگران چه کاری میتوانم برایتان بکنم؟ وی که از قبل برای این لحظه خود را آماده کرده بود، گفت: «آقای بیک، یک ماشین تزریق پلاستیک از آنها که اضافه دارید به اضافه یک قالب خودکار دسته دوم به من بفروشید و پولش را همین الان بردارید، من میبرم تهران اگر توانستم تولید را به سطحی برسانم که مورد رضایت شما باشد، اجازه تولید خودکار بیک در ایران را به من بدهید، اگر نتوانستم ماشین تزریق را نگه میدارم و قالب را به شما برمیگردانم تا سر فرصت به هر کس خواستید بفروشید و بعدا پولش را به من بدهید.» بیک لبخندی زد و گفت این پشتکار را به شما تبریک میگویم. پس از موافقت پدر در تاسیس کارخانه، قالب بدنه خودکار از میلان ایتالیا و ماشین تزریق پلاستیک متناسب با ظرفیت آن قالب از نورنبرگ آلمان خریداری شد بدنه برای نصب به آلمان فرستاده شد. علیاکبر رفوگران به مدت یک هفته در مراحل انجام کار در کارخانه آلمانی حاضر بود تا از نحوه کارکرد دستگاه اطلاع پیدا کند تا حین کار در ایران در صورت مشکل فنی قادر به رفع مشکل باشد.وقتی به ایران برگشت، شرکت صنعتی «قلم خودکار» را تشکیل داد، به این ترتیب که پدر ۳۴درصد، برادر بزرگ (حاجعباس) ۳۳درصد و علیاکبر رفوگران ۳۳ درصد سهام داشتند. با خرید یک قطعه زمین در تهران نو با سرعت ساخت کارخانه را شروع کردند، وقتی ماشینها به تهران رسید، مقدمات تاسیس کارخانه آماده بود. سه ماه طول کشید تا اولین محصول به بازار آمد. در سال ۱۳۴۲ افراد تحصیلکرده فنی بسیار کم بودند. دستگاه تزریق پلاستیک که امروزه از سادهترین دستگاهها در فرآیند تولید است، آن روزها برایشان بسیار پیچیده بود. بخشی از تولیدات خود را به فرانسه فرستادند شرکت بیک از کیفیت محصول اظهار رضایت نمود. فروش شرکت از تعداد ۵۰۰ هزار در سال ۱۳۴۱ به بیش از ۱۰۰ میلیون افزایش یافت. علیاکبر رفوگران برادر کوچکش حسن را به کارخانه بیک آورد برای اینکه کارآزموده شود. از کارگری شروع به کار نمود بعدها به سرپرست، مدیر و مدیرعامل شرکت ارتقا یافت. پس از چند سال علیاکبر قسمت اعظم سهامش را در کارخانه بیک به برادرش حسن واگذار نمود.شرکت بیک برای توسعه فعالیتش در اوایل دهه شصت کارگاهی برای ساخت «خودکارهای» تبلیغاتی به وجود آورد و بر همین اساس، با یکی از مشتریان قراردادی بست و سی میلیون تومان پول به عنوان پیشپرداخت دریافت نمود. در آن سالها، قیمت فروش را نهادهای دولتی تعیین میکردند، به علت مسافرت کارمند و نامشخص بودن قیمت، شرکت نتوانست تعهداتش را به موقع انجام دهد. پس از سپری شدن زمان تعهد، مشتری قرارداد را فسخ نمود و صاحب بیک مجبور شد هفت میلیون تومان سود به عنوان دوره زمانی پیشپرداخت به مشتری بپردازد در عین حال کالای تولیدی نیز همچنان در دستش باقی بود. به نظر میرسد نقش مهم کارآیی نهادهای بخش عمومی، در موفقیت یا عدم موفقیت بخش خصوصی به غایت حائز اهمیت است. هرگونه طراحی در جهت تحول در حوزه بخش خصوصی پیش نیازهایی دارد که اولویت اول، به کارکرد درست و سریع نهادهای حوزه عمومی برمیگردد. خرید کارخانه مدادسازی پس از چند سال که مشغول تولید خودکار بود، پیشنهاد خرید کارخانه مداد به وی شد. کارخانه مداد سوسمار را در آغاز فرمانفرمائیان در ایران تاسیس و بعدها به بنیاد پهلوی واگذار شد. آنان به علت زیاندهی شرکت تصمیم به فروش کارخانه گرفتند. به همین دلیل بهبهانیان حسابدار دربار، توسط مهندس حسین ستوده کارمند کارخانه بیک، با علیاکبر رفوگران تماس گرفته تا کارخانه را به آنها که در حوزه تجارت و تولید کارخانه تخصص داشتند، واگذار نمایند. وی کارخانه را به صورت نقد و نسیه خرید. در آغاز پدر و برادرش عباس با خرید آن به شدت مخالفت نمودند. خصوصا پدرش با توسعه فعالیت به شدت مخالف بود.سرانجام پدرش رضایت داد علیاکبر به تنهایی به خرید کارخانه بپردازد و پس از سودآوری کارخانه، آن را واگذار نماید. فقدان دانش فنی در تولید مداد مرغوب عامل زیاندهی شرکت بود. علیاکبر رفوگران مدیر داخلی کارخانه را بهنام حیدرزاده(داماد محمود رضایی سهامدار عمده مس سرچشمه و تراکتورسازی) مدیرعامل شرکت نمود. وی یک ماه به کارکنان مرخصی با حقوق داد تا درباره مشکلات و راهاندازی کارخانه مطالعه نماید. رفوگران به این نتیجه رسید بدون کمک یک مدادساز باسابقه خارجی کاری از پیش نمیبرد. چون آن زمان مداد سوسمارنشان از کارخانه «فابرکاستل» در نورنبرگ آلمان وارد و مارک آن بسیار مشهور بود، به فکر تولید آن در ایران افتاد. وی به آلمان رفت و با راضی کردن روسای فابرکاستل آلمان، امتیاز ساخت آن را گرفت. نمایندگی انحصاریاش در ایران عمویش حاج محمدباقر تحریریان بود. پس از سفر به آلمان توانست اعتماد شرکت مذکور را برای تولید تحت لیسانس آن بهدست آورد. قرار شد مغز مداد را از آنها بخرد و هر قراص مداد را یک مارک رویالتی بپردازد. همچنین یک هفته در کارخانه آلمانی برای مطالعه نحوه تولید مداد ماند. پس از آن سرپرست کادر فنی کارخانه را با حدود دو برابرنیم حقوقش در آلمان به ماهی ده هزار مارک همراه با خانه و ماشین مجانی به مدت دو سال استخدام نمود و به ایران آورد تا شرکتش را راهاندازی نماید. تولید وی به گونهای مرغوب بود که بازار تهران تا مدتها نمیدانست که کالای خریداری، ساخت رفوگران میباشد. پس از مدتی نیروی کار داخل کارخانه به خوبی امور فنی را فراگرفتند که پس از رفتن کارشناس آلمانی به خوبی امور فنی را اداره میکردند. مداد سوسمار را با همان کیفیت ساخت آلمان در ایران تولید کرد. مداد سوسمار تولید کارخانه رفوگران همچون تولید خودکار بیک مقام اول فروش را در بازار داخلی به علت قیمت پایین و مرغوبیت داشت. وی پس از انقلاب این کارخانه را به برادرش عباس واگذار نمود. کارخانه با سهامداری فرزندان عباس و مدیرعاملی پسرش منصور اداره میشد تا اینکه یک کارخانه مدادسازی در یزد نمایندگی مداد سوسمار را به جای آنها بهدست آورد و او با کارخانه اشتدلر آلمانی قرارداد بست که بسیار هم موفق بود. عطر بیک رفوگران فعالیت خود را از عرصه نوشت افزار به سایر زمینههای تولیدی گسترش داد. سعی کرد سایر فرآوردههای بیک را در ایران تولید نماید. کارخانه عطر بیک را از فرانسه در سال ۱۳۷۵ خریداری کرد. علت رویکردش به تولید عطر، این بود که مخارج گمرکی واردات عطر به ایران زیاد بود و کاهش قیمت با تولید آن در ایران امکانپذیر بود، همچنین کشور ایران جمعیت جوان زیادی دارد که بسیاری از آنها قدرت خرید عطرهای گرانقیمت خارجی را ندارند. بسیاری از همکارانش معتقد بودند نمیشود چنین چیزی در ایران تهیه کرد، حتی صاحب بیک فرانسه هم فکر میکرد این کار در ایران موفق نمیشود؛ اما رفوگران با کمک خواهرزادهاش «مهندس کاتوزیان» موافقت بیک را جلب کرد تا عطر بیک را در ایران تولید کند. او باور داشت میتواند محصولی با کیفیت عطرهای گرانقیمت خارجی را با قیمت بسیار کمتر در ایران تولید نماید. سال ۱۳۷۷ با هدف تامین مواد اولیه موردنیاز و ایجاد زمینههای صادرات به بازار کشورهای همجوار، کارخانه دیگری توسط رفوگران جهت تولید نوک خودکار بیک با مشارکت شرکت بیک فرانسه در شهرستان فیروزکوه احداث شد. وداع با خودکار بیک بعد از پیروزی انقلاب اتفاقات تلخی برای کارخانهای که خود سنگ بنایش را گذاشته بود رخ داد. وی حس پدری را که فرزندش را از دست داده باشد، داشت. آن روزها خودکار بیک حرف اول را در ایران میزد؛ اما بعدها خودکار خارجی جای تولید ملی را گرفته و کارخانه بیک با تولید کمی مشغول فعالیت بود. کل ماجرا از زبان رییس مجلس پیشین خواندنی میباشد. «برادران تحریریان از محترمان تهران شکایتی به دفتر رهبری داده بودند و ایشان پرونده را به حجهالاسلام علیاکبر ناطقنوری برای پیگیری دادند و نوشتند خدا کند که اینگونه که اینها (تحریریان) میگویند درست نباشد؛ والا وای بر من، وای بر ما، اگر این درست باشد. اگر این ظلمها در کشور شود، در قیامت چه پاسخی خواهیم داد.» و خواسته بودند که گزارش اقداماتی که انجام میدهید را به من ارائه نمایید. تعزیرات با بچههای وزارت، اینها را به اتهام سوءاستفاده از ارز دریافتی و وارد نکردن مواد اولیه دستگیر کرده و با وجود سن بالایی که داشتند به شدت اذیت کرده بودند. بخصوص وقتی به اینها گفته بودند که میخواهیم جلوی کارگرها شما را شلاق بزنیم، شکنجه روحی شده بودند و اینها با وجودی که افراد مذهبی و متدینی بودند، تحت فشار عصبی، هر دو اقدام به خودکشی کرده بودند که البته مامورین مانع از این کار شدند و آنها موفق به خودکشی نشدند. موضوعات مرتبط: زندگی نامه افراد [ چهارشنبه بیست و دوم مرداد ۱۴۰۴ ] [ 20:3 ] [ روابط عمومی ]
ویلیام الیور بیکرنهفتن متن
عرض
رنگ
ویلیام الیور بیکر
مشاور رئیسجمهور پنجمین رئیس آزمایشگاههای بل دوره مسئولیت پس ازیان مونرو راس پیش ازجیمز براون فیسک اطلاعات شخصی زاده۱۵ ژوئیهٔ ۱۹۱۵ درگذشته۳۱ اکتبر ۲۰۰۵ (۹۰ سال) ملیتایالات متحده آمریکا همسر(ان)فرانسیس بوریل (ا. ۱۹۴۱–۱۹۹۹) ویلیام الیور بیکر (انگلیسی: William O. Baker) ; (زاده: ۱۵ ژوئیه ۱۹۱۵ - درگذشته۳۱ اکتبر ۲۰۰۵) سیاستمدار اهل ایالات متحده آمریکا بود. بیکر از ۱۹۷۳ تا ۱۹۷۹ رئیس آزمایشگاههای بل و مشاور موضوعات علمی پنج رئیسجمهور آمریکا بود. زندگینامه[ویرایش] او در ۱۵ ژوئیه ۱۹۱۵ در مریلند به دنیا آمد. بیکر مدرک خود را از کالج واشینگتن دریافت کرد و برای کسب دکترای خود به دانشگاه پرینستون رفت. او بعدها تحقیقاتی برای آزمایشگاههای بل انجام داد که به هدایت آنها کمک کرد. او بعداً در تحقیق حول تولید لاستیک مصنوعی کمک کرد. او ۱۱ اختراع ثبتشده در کل داشت. بیکر از سال ۱۹۷۳ تا ۱۹۷۹ آزمایشگاههای بل را رهبری کرد. او قبل از اینکه به عنوان رئیس آزمایشگاههای بل انتخاب شود، از سال ۱۹۵۵ به عنوان نایبرئیس تحقیقات آزمایشگاههای بل خدمت کرده بود. بیکر یکی از ساکنین قدیمی نیوجرسی بود. او در ۳۱ اکتبر ۲۰۰۵ در قلب نیوجرسی درگذشت.[۱] وی همچنین برندهٔ جوایزی همچون نشان ملی علوم شدهاست.[۲][۳][۴][۵] منابع[ویرایش]
موضوعات مرتبط: زندگی نامه افراد [ چهارشنبه بیست و پنجم تیر ۱۴۰۴ ] [ 7:3 ] [ روابط عمومی ]
|
| |
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||